زندگی مشترک مازندگی مشترک ما، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه سن داره
پسرم برديا پسرم برديا ، تا این لحظه: 11 سال و 5 ماه و 8 روز سن داره
پرکشیده🧚‍♀️پرکشیده🧚‍♀️، تا این لحظه: 9 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره
پرکشیده 🧚‍♂️پرکشیده 🧚‍♂️، تا این لحظه: 7 سال و 4 روز سن داره

آرزوی من

زندگی رو ادامه میدم این تصمیم این دقیقه منه

یه قدم به تو نزدیک تر شدم

1393/11/11 23:15
نویسنده : صبا بانو
435 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز دایی رضا و خاله سمانه اومدن خونه با مامان جون وجی هم اومد خیلی زحمت کشیدن خجالت

اتاق شما رو از سقف تا فرش و درو شیشه تمیز کردنخسته

خاله جون و مامان جون هم لطف کردن تمام بوفه و وسایلشو تمیز کردنمحبت

بابای هم تمام لوازم چوبی خونه رو گردگیری کرد و واکس زد بعدم گاز و کابینت ها رو برام تمیز کرد و کف اشپز خونه رو شستبوس

همچین که همه کارا تموم شد اومدم میوه بیارم و دستمال از تو گاز بردارم ناگهان شیشه در فر منفجر شدگریه هم من و هم تو خیلی ترسیدیمترسو لکه شدی یه گوشه تا نیم ساعت تکون نخوردی دلشکستهبعدم یه هو تند تند شروع کردی لگد زدنهیپنوتیزم منم خیلی ناراحت شدم تو این هاگیر واگیر گازو چطوری درست کنیم کچل

نصف وسایلت رو هم اوردن خونه یه مقداریشم امشب میبرم خونه خودمون العان من خونه مامان هستم 

پسندها (2)

نظرات (1)

حدیثه (مامان مهرانا ومدیسا)
12 بهمن 93 22:02
دست همگی شون درد نکنه منم زن برادرم دیروز اومد کمکم چون اهواز خیلی خاک بود ومن دست تنها با بچه کوچیک نمی تونم
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرزوی من می باشد